|
ز کف رفته همه دار و ندارم میان بستری افتاده یارم به هر آهش ز سینه خون روان است نفس چون میکشد جان میسپارم تو میسوزی چو شمعی در بر من شود آب از غم تو پیکر من تو هر باری که چشمت را ببندی کنارت جان سپارد دختر من پرستوی مدینه دلبر من غریب من مرو ای یاور من اگرچه باتو خواهم پر بگیرم ولی بشکسته شد بال و پر من نه تاب دیدن هجر تو دارم نه خواهم بعد تو ماتم کنارم نه باشم بیتو ای رمز وجودم بمان تا جای تو من جان سپارم همانها که ز حبل الله گسستند غریبانه دو دستم را ببستند
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط آیلین
|
آقام آقام آقام حسین شبای جمعه دل هوایی میشه اسیر گنبد طلایی میشه توی دست فاطمه جا میگیره هردلی که کربلایی میشه آقام آقام آقام حسین عشق تو کشتی نجاته حسین محور اصلی کربلاته حسین زایرات از زمین و آسمونن خدا هم جزو زایرات حسین آقام آقام آقام حسین
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط آیلین
|
اسم اعظم کعبه و زمزم شور محرم حسین دین و مذهب ثنای هر لب نوای زینب حسین کشته ی اشک عالمی اشک العطش مشک حسین
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط آیلین
|
بالام لای لای گلوم لای لای نجه بالامی دفنیدیم خرابه ده گیوم گدیم آناما اُخ شیان بالا ایچیل سنه آنا ددیم گجلر بابا دییم آقلادیم کنیزی یانیم سینه داغلادی ایتیر میشم سنیم عزا ده گیموشام نجه بالامی دفنیدیم خرابه ده گیوم گدیم
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 12:18 بعد از ظهر  توسط آیلین
|
عشق من میمیرم آخر از غم تو عشق من قاتلم داغ ماتم تو عشق من سر تو شمع محفل من عشق من سایه ی روی محمل من تا تو رفتی وای از دل من
مثل تو شدم دلبر من گذشته آب از سر من
سیه شده پیکر من زیر سایه ی حنجر تو
در دام غل و زنجیر آهنینم بعد از تو سالار نیزه نشینم
+ نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 9:10 بعد از ظهر  توسط آیلین
|
خدایا اربعین امسالم گذشت عزاداری هامون رو ازمون قبول کن
نذار واسمون انتظار تا سال دیگه سخت تر از اینی که هست بشه آقا خودت کمکمون کن طاقت بیاریم چه شبیه امشب از هیِیَت رفتنم افتادیم امان از دست این مامان باباها با دعواهاشون یکی نیست بگه چرا هیچ کدومتون حالا هییت رو نمیاین؟ با امام حسین که دعواتون نشده که ما چیکار کنیم که دلمون طاقت نمیاره؟ انگار قسمت نبوده خلاصه هرکسی این ست رو خوندم مارو دعا کنه شاید یکم انتظار تا محرم دیگه آسون تر شه هرچند این انتظارا از هرچیزی واسه من قشنگتره
منم مجنون و لیلایم حسینه...
ماه میگوید حسین با آه میگوید حسین
آیه های حضرت الله میگوید حسین یار میگوید حسین دلدار میگوید حسین
در مدینه احمد مختار میگوید حسین نار میگوید حسین گلزار میگوید حسین
شاه مردان حیدر کرار میگوید حسین بابی و انت و امی یا اباعبدالله خار میگوید حسین غمخوار میگوید حسین
فاطمه بین در و دیوار میگوید حسین خاک میگوید حسین افلاک میگوید حسین
مجتبی با سینه ی صد چاک میگوید حسین خواب میگوید حسین مهتاب میگوید حسین
منبرو سجاده ومحراب میگوید حسین گاه میگوید حسین بیگاه میگوید حسین
شمس و نجم و کهکشان و ماه میگوید حسین هوش میگوید حسین مدهوش میگوید حسین
بین خیمه کودکی آواره میگوید حسین چاره میگوید حسین بیچاره میگوید حسین
غنچه ی شش ماهه در گهواره میگوید حسین حوت میگوید حسین لاحوت میگوید حسین
ذوالجناح از قتل شه مبهوت میگوید حسین بابی انت و امی یا اباعبدالله شیر میگوید حسین شمشیر میگوید حسین
در تن شه سنگ و تیر و نیزه میگوید حسین آل میگوید حسین گودال میگوید حسین
تازیانه بر تن اطفال میگوید حسین ناله میگوید حسین آلاله میگوید حسین
در خرابه دختری با ناله میگوید حسین بابی انت و امی یا اباعبدالله
+ نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 9:10 بعد از ظهر  توسط آیلین
|
خواب دیدم مرده ام**خواب دیدم خسته و افسرده ام
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 11:19 بعد از ظهر  توسط آیلین
|
هرقلب به سینه قبله گاهی دارد هرقبله برای خود خدایی دارد اما زمیان خانه میگفت خدا ایوان نجف عجب صفایی دارد...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 2:8 بعد از ظهر  توسط آیلین
|
نمی دانم چرا هر دم که شعر از یاس می خوانم کنار یاس قــــدری روضهء عبــــاس می خوانم گمانم بین یاس وحضرت عباس اسراری است بساط عشق را در علقمه گویا که بازاری است
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 2:6 بعد از ظهر  توسط آیلین
|
|
|